آب هندوانه سوخت جدیدی برای خودروها
پژوهشگران آمریکایی موفق شدند با استفاده از هندوانههایی که طعم و شکل مناسبی ندارند، سوخت زیستی تولید کنند.
به گزارش مهر، هندوانه در تمام نقاط دنیا به عنوان بهترین میوه فصل تابستان شناخته میشود. بسیاری از هندوانهها به دلیل شکل و طعم نامناسب در بازار به فروش نمیرسند.
به تازگی گروهی از محققان لابراتوار مرکز تحقیقات کشاورزی جنوب در اوکلاهاما موفق شدند با استفاده از این هندوانههای به فروش نرفته، اتانول تولید کنند.
این محققان موفق شدند فرایندی را ارائه کنند که میتواند از بازماندههای کشاورزی که انسان و حیوان به عنوان مواد غذایی از آنها استفاده نمیکنند، سوخت زیستی به دست آورد.
همه ساله در آمریکا حدود 20 درصد از هندوانههایی که وارد بازار میشوند به دلیل نامناسب بودن فروخته نمیشوند.
به همین منظور در سال 2007 در حدود 360 هزار تن هندوانه به صورت زباله از بین رفت. این در حالی است که شیره این میوه میتواند به عنوان یک منبع مهم اتانول زیستی مد نظر قرار گیرد.
60 درصد از هندوانه مغز غنی از قند است به طوری که مغز این میوه از 7 تا 10 درصد گلوکز، فروکتوز و ساکاروز تشکیل شده است.
این محققان موفق شدند 220 لیتر اتانول از هر هکتار زمین زیر کشت هندوانه به دست آورند.
براساس گزارش رویترز، این محققان در این خصوص اظهار داشتند: شیره هندوانه یک ماده قابل تخمیر است که قبل از غلیظ شدن بیشتر میتواند به راحتی با مواد دیگر ترکیب شود. سایر مواد قابل تخمیر مثل شهد و نیشکر باید قبل از تخمیر شدن رقیق شوند. این درحالی است که تحقیقات ما نشان داد که شیره هندوانه نیازی به رقیق شدن ندارد.
منبع:تابناک
تركیبات جدید ضدسرطانی
در طرحی كه میتواند به گسترش مرزهای ژنتیك منجر شود، بتازگی و برای اولین بار شیمیدانان دانشگاه MIT موفق شدند فرم ژنتیكی گیاهی را به صورت كامل دگرگون كنند و با این كار موفق به تولید تركیبات كاملا جدیدی شدند. بعضی از این تركیبات میتوانند برای ساخت داروهای ضدسرطان و دیگر بیماریها استفاده شود.
محققان این تركیبات جدید را به وسیله دستكاری در مولفههای بیوسنتزی گیاهی به نام گل تلگرافی (گل تلفونی) كه از رده گیاهان VINCA است، به دست آوردهاند.
این روش راههای جدیدی را به منظور اثربخشی بیشتر داروها و كم كردن مقاومت بدن در برابر داروهای جدید ارائه میكند.
مهندسی ژنتیك موضوع جدیدی نیست. دانشمندان سالهاست كه میدانند چگونه گیاهان را در برابر آفتها مقاوم كنند یا به وسیله تزریق ژنی از دیگر گیاهان یا حیوانات دیگر مواردی مانند حشرهكشها ایجاد كنند.
اما آنچه جدید به نظر میرسد، توانایی تحریك گیاه به ایجاد فرآوردههای جدید به وسیله استفاده از روشهای سنتزیك خود گیاه است و نه گیاه دیگری.
محققان سالهاست گل تلگرافی را به دلیل تولید تركیبات آلكالوئیدی (شبه قلیایی) گوناگون و متنوع كه استفاده دارویی دارد، تحت مطالعه قرار داده بودند.
یكی از این تركیبات وینبلاستین (VINBLASTINE) است. این تركیب دارویی عموما برای درمان سرطانهایی مانند غددلنفاوی Hodgkine مورد استفاده قرار میگیرد. گل تلگرافی همچنین تركیب دیگری به نام سرپنتین تولید میكند.
محققان نشان دادهاند از این تركیب میتوان به عنوان داروی كمكی ضدسرطان استفاده كرد. همچنین تركیب آگمالسین به منظور درمان فشار خون نیز استفاده میشود.
پیش از این تركیبات گیاهی دیگری شناخته شده بود، اما بدن انسان مقاومت بسیار زیادی در برابر آنها نشان داده بود. این روش باعث شد توجه محققان بیش از پیش به مهندسی متابولیك به روش مصنوعی جلب شود. محققان معتقدند كه به صورت مجازی میتوانند روشهای دگرگونسازی را مجددا طراحی كنند و بسازند.
در این آزمایش محققان بر آنزیمی كه مراحل اولیه سنتز الكالوئید دخیل بود، تمركز كردند و سپس شكل تغییر یافته این آنزیم را كه میتوانست تریپتامین هالوژندار را قبول كند، ساختند سپس در آزمایشگاه و به صورت ژنتیكی كاری انجام دادند كه سلولهای گیاه، آنزیم تغییر شكل یافته را تولید كنند و در تركیبات مختلفی مورد استفاده قرار دادند كه در حالت عادی گل تلگرافی هرگز قادر به تركیب این تركیبات نبود.
هالوژنهایی كه در آنزیم تغییر شكل یافته وجود دارند، این امكان را به وجود میآورند كه گروههای شیمیایی جدیدی را بتوان به آنها اضافه كرد و باعث اثربخشی بیشتر دارو و كمتر شدن مقاومت بدن در برابر آن شد.
محققان امیدوارند در آینده به منظور تولید داروهای موثرتر بتوانند تركیبات مورد نیاز بیشتری را با استفاده از این روش بسازند.
منبع:
بازیاب
یا علی!
دید کلی
شیمی را میتوان به صورت علمی که با توصیف ویژگیها ، ترکیب و تبدیلات ماده سروکار دارد، تعریف کرد. اما این تعریف ، نارساست. این تعریف ، بیانگر روح شیمی نیست. شیمی همچون دیگر علوم ، سازمانی زنده و در حال رشد است، نه انبارهای از اطلاعات. علم ، خاصیت تکوین خودبخود دارد. ماهیت هر مفهوم تازه آن ، خود محرک مشاهده و آزمایشی جدید است که به بهبود بیش از پیش آن مفهوم و سرانجام به توسعه دیگر مفاهیم میانجامد.
از آنجا که زمینههای علمی همپوشانی دارند، مرز متمایزی میان آنها نمیتوان یافت و در نتیجه مفاهیم و روشهای علمی کاربرد همگانی پیدا میکنند. در پرتو این گونه رشد علمی ، دیگر تعجبی ندارد که یک پژوهش علمی معین ، بارها از مرزهای مصنوعی و پرداخته ذهن بشر بگذرد.
قلمرو شیمی مفهومی متعارف
علم شیمی با ترکیب و ساختار مواد و نیروهایی که این ساختارها را بر پا نگه داشته است، سروکار دارد. خواص فیزیکی مواد از این رو مورد مطالعه قرار میگیرند که سرنخی از مشخصات ساختاری آنها را بدست میدهند و به عنوان مبنایی برای تعیین هویت و طبقهبندی بکار میروند و کاربردهای ممکن هر ماده بخصوص را مشخص میکنند. اما واکنشهای شیمیایی ، کانون علم شیمی هستند. توجه علم شیمی به هر گوشه قابل تصوری از این تغییر و تبدیلها کشیده میشود و شامل ملاحظاتی است از این قبیل:

پیدایش شیمی جدید
شیمی جدید که در اواخر سده هیجدهم ظاهر شده است، طی صدها سال ، توسعه یافته است. داستان توسعه شیمی را تقریبا به پنج دوره میتوان تقسیم کرد:

فنون عملی
این فنون تا 600 سال قبل از میلاد مسیح رایج بوده است. تولید فلز از کانهها ، سفالگری ، تخمیر ، پخت و پز ، تهیه رنگ و دارو فنونی باستانی است. شواهد باستان شناسی ثابت میکند که ساکنان مصر باستان و بینالنهرین در این حرفهها مهارت داشتهاند. ولی چگونه و چه وقت این حرفهها برای نخستین بار پیدا شدهاند، معلوم نیست.
در این دوره ، فنون مذکور که در واقع فرایندهای شیمیایی هستند، توسعه بسیار یافتهاند. اما این توسعه و پیشرفت ، تجربی بوده است، بدین معنی که مبنای آن تنها تجربه عملی بوده، بدون آنکه تکیه گاهی بر اصول شیمیایی داشته باشد. فلزکاران مصری میدانستند که چگونه از گرم کردن کانه مالاشیت با زغال ، مس بدست آورند، ولی نمیدانستند و در صدد دانستن آن هم نبودند که چرا این فرایند موثر واقع میشود و آنچه در آتش صورت میگیرد، واقعا چیست؟
نظریههای یونانی
این نظریهها از 600 تا 300 سال قبل از میلاد عنوان شدند. جنبه فلسفی یا جنبه نظری شیمی حدود 600 سال قبل از میلاد در یونان باستان آغاز شد. اساس علم یونانی ، جستجوی اصولی بود که از طریق آن ادراکی از طبیعت حاصل شود. دو نظریه یونانی در سدههای واپسین اهمیت فراوان یافت:
این مفهوم که تمام مواد موجود در زمین ، ترکیبی از چهار عنصر (خاک ، باد ، آتش و آب) است، به نسبتهای گوناگون ، از اندیشههای فیلسوفان یونانی این دوره نشات یافته است.
این نظریه که ماده از آحاد مجزا و جدا از همی به نام اتم ترکیب یافته است، بوسیله لوسیپوس پیشنهاد شد و دموکرتیس آن را در سده پنجم ق.م. توسعه داد.
نظریه افلاطون این بود که اتمهای یک عنصر از لحاظ شکل با اتمهای عنصر دیگر تفاوت دارد. علاوه بر این ، او باور داشت که اتمهای یک عنصر میتوانند با تغییر شکل به اتمهایی از نوع دیگر تغییر یابند یا استحاله پیدا کنند. مفهوم استحاله در نظریههای ارسطو نیز منعکس است.
ارسطو (که به وجود اتمها معتقد نبود) میگفت که عناصر و بنابراین تمام مواد از ماده اولیه یکسانی ترکیب یافتهاند و تفاوت آنها فقط از لحاظ صورتهایی است که این ماده اولیه به خود میگیرد. به نظر ارسطو ، صورت ماده نه تنها شکل ، بلکه کیفیتها (از لحاظ رنگ ، سختی و غیره) را نیز دربر میگیرد و همین صورت است که مادهای را از ماده دیگر متمایز میکند. او میگفت که تغییر صورت پیوسته در طبیعت صورت میگیرد و تمام اشیای مادی (جاندار و بی جان) از صورتهای نابالغ به صورتهای بالغ رشد و تکامل مییابند.
در سراسر قرون وسطی باور این بود که کانیها رشد میکنند و هرگاه کانیها از معادن استخراج شوند، معادن بار دیگر از کانیها پر میشوند.
کیمیاگری
کیمیاگری از 300 سال قبل از میلاد تا حدود 1650 میلادی رایج بود. سنت فلسفی یونان باستان و تجارت صنعتگران مصر باستان در شهری که بوسیله اسکندر کبیر در 331 ق.م. بنا شد یعنی اسکندریه مصر ، با هم جمع شدند و حاصل آمیزش آنها ، کیمیاگری بود. کیمیاگران اولیه برای ابداع نظریههایی درباره ماهیت ماده از روشهای مصری برای بکارگیری مواد استفاده میکردند.
کیمیاگران باور داشتند که یک فلز میتواند با تغییر کیفیات (بویژه رنگ آن) تغییر پذیرد و چنین تغییراتی در طبیعت صورت میگیرد. فلزات میکوشند تا همچون طلا کامل شوند. همچنین آنها باور داشتند که این گونه تغییرات ممکن است بوسیله مقدار بسیار اندکی از یک عامل استحاله کننده قوی (که بعدا سنگ فیلسوفان نامیده شد) ایجاد شود.
در سده هفتم میلادی ، مسلمانان مراکز تمدن هلنی (از جمله مصر در 640 میلادی) را تسخیر کردند و کیمیاگری بدست آنها افتاد. در سدههای دوازدهم و سیزدهم ، کیمیاگری به تدریج به اروپا راه یافت و آثار عربی به لاتین برگردانده شد. کیمیاگری تا سده هفدهم دوام یافت. در این زمان نظریهها و نگرشهای کیمیاگران بتدریج زیر سوال قرار میگرفت.
کار رابرت بویل که اثر معروف خود به نام شیمیدان شکاک را در 1661 منتشر کرد، در این باره ارزشمند است. گرچه بویل باور داشت که استحاله فلزات پست به طلا امکانپذیر است، ولی او اندیشه کیمیاگری را مورد انتقاد شدید قرار داد. بویل باور داشت که نظریه شیمیایی باید حاصل شواهد تجربی باشد.
فلوژیستون
این نظریه از 1650 تا 1790 میلادی رواج داشت. تقریبا در سراسر سده هجدهم ، نظریه فلوژیستون نظریهای مسلط در شیمی بود. این نظریه که بعدها معلوم شد نظریهای نادرست است، در اصل کار "گئورک ارنست اشتال" بود. فلوژیستون «اصل آتش» ، جز تشکیل دهنده مادهای دانسته میشد که متحمل سوختن میشود. چنین پنداشته میشد که یک جسم بر اثر سوختن ، فلوژیستون خود را از دست میدهد و به صورت سادهتری کاهیده میشود. باور این بود که نقش هوا در عمل سوختن ، انتقال فلوژیستون آزاد شده است.
بنا به نظریه فلوژیستون چوب در اثر سوختن به خاکستر و فلوژیستون (که بوسیله هوا جدا میشود)تبدیل میگردد. طبق نظریه فلوژیستون ، چوب ، ماده مرکبی است که از خاکستر و فلوژیستون ترکیب یافته است. همچنین در مورد عمل تکلیس ، این نظریه عنوان میدارد که فلز ، ماده مرکبی است که از یک کالکس و فلوژستیون ترکیب یافته است.
در نظریه فلوژیستون ، ذاتا" مشکلی است که هرگز توضیح کافی درباره آن داده نشد. وقتی چوب میسوزد، فرض بر این است که فلوژیستون از دست میدهد و نتیجه آن خاکستری است که وزن آن کمتر از قطعه چوب اصلی است. اما در عمل تکلیس ، از دست رفتن فلوژیستون با افزایش وزن همراه است، چون کالکس یا اکسید فلزی ، وزنش بیشتر از فلز اصلی است. طرفداران نظریه فلوژیستون این مشکل را تشخیص داده بودند، لیکن تقریبا در سراسر سده هیجدهم ، اهمیت توزین و اندازه گیری دانسته نشد.
شیمی جدید
کار آنتوان لاوازیه در اواخر سده هیجدهم را معمولا آغاز شیمی جدید میدانند. "لاوازیه" ، با تعمق کافی ، دستاندرکار براندازی نظریه فلوژیستون شد و انقلابی در شیمی پدید آورد. او که ترازوی شیمیایی بسیار استفاده میکرد، با تکیه بر نتایج آزمایشهای کمی ، به توضیح تعدادی از پدیدههای شیمیایی دست یافت.
قانون پایستاری جرم میگوید که در جریان یک واکنش شیمیایی تغییر محسوسی در جرم صورت نمیگیرد. به گفته دیگر ، جرم کل تمام موادی که در واکنش شیمیایی وارد میشوند، برابر جرم تمام محصولات واکنش است. این قانون ، توسط لاوازیه به وضوح بیان شد. برای لاوازیه نظریه فلوژیستون امری ناممکن بود.

اقداماتی که دانشمندان از سالهای 1970 به بعد به عمل آوردهاند، با استفاده از کتاب لاوازیه با عنوان « رسالهای مقدماتی درباره شیمی» که در سال 1789 منتشر شد، بیان شده است. آنچه در دو سده پس از لاوازیه درباره شیمی دانسته شده، بسیار بیشتر از بیست سده پیش از اوست. علم شیمی از آن زمان به بعد ، تدریجا در پنج شاخه اصلی بسط یافت. (البته این تقسیمات اختیاری است و به طبقه بندی آنها انتقادهایی وارد است.)
طبقهبندی شیمی
منبع:
شبکه رشد
الکترو شیمی
دید کلی
تمام واکنشهای شیمیایی ، اساسا ماهیت الکتریکی دارند، زیرا الکترونها ، در تمام انواع پیوندهای شیمیایی (به راههای گوناگون) دخالت دارند اما الکتروشیمی بیش از هر چیز بررسی پدیدههای اکسایش- کاهش است. روابط بین تغییر شیمیایی و انرژی الکتریکی ، هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی حائز اهمیت است.
از واکنشهای شیمیایی میتوان برای تولید انرژی الکتریکی استفاده کرد (در سلولهایی که سلولهای ولتایی یا سلولهای گالوانی نامیده میشوند) و انرژی الکتریکی را میتوان برای تبادلات شیمیایی بکار برد (در سلولهای الکترولیتی). علاوه بر این مطالعه فرآیندهایی الکتروشیمیایی منجر به فهم و تنظیم قواعد آنگونه از پدیده های اکسایش - کاهش که خارج از اینگونه سلولها روی میدهند، نیز میشود. با برخی فرآیندهای الکتروشیمیایی آشنا میشویم.
رسانش فلزی
جریان الکتریکی جاری شدن بار الکتریکی است. در فلزات ، این بار بوسیله الکترونها حمل میشود و این نوع رسانش الکتریکی ، رسانش فلزی نامیده میشود. با به کار بردن یک نیروی الکتریکی که توسط یک باتری یا هر منبع الکتریکی دیگر تامین میگردد، جریان الکتریکی حاصل میشود و برای تولید جریان الکتریکی یک مدار کامل لازم است. تشبیه جریان الکتریسیته به جریان یک مایع ، از قدیم متداول بوده است. در زمانهای گذشته ، الکتریسیته به صورت جریانی از سیال الکتریکی توصیف میشد.
قراردادهای قدیمی که سابقه آنها ممکن است به "بنجامین فرانکلین" برسد و پیش از آن که الکترون کشف شود، مورد پذیرش بوده است، بار مثبتی به این جریان نسبت میدهد. ما مدارهای الکتریکی را با حرکت الکترونها توجیه خواهیم کرد. اما باید به خاطر داشت که جریان الکتریکی بنا به قرارداد بطور اختیاری مثبت و به صورتی که در جهت مخالف جاری میشود، توصیف میگردد.
جریان الکتریکی برحسب آمپر (A) و بار الکتریکی برحسب (C) کولن اندازه گیری میشود. کولن مقدار الکترویسیته است که در یک ثانیه با جریان 1 آمپر از نقطهای میگذرد: 1C = 1A.S و 1A = 1C/S جریان با اختلاف پتانسیل الکتریکی که بر حسب ولت اندازه گیری میشود، در مدار رانده میشود. یک ولت برابر یک ژول بر کولن است. 1V = 1J/C یا 1V.C = 1J یک ولت لازم است تا یک آمپر جریان را از مقاومت یک اهم بگذراند. I=ε/R یا ε=IR
رسانش الکترولیتی
رسانش الکترولیت هنگامی صورت میگیرد که یونهای الکترولیت بتوانند آزادانه حرکت کنند، چون در این مورد ، یونها هستند که بار الکتریکی را حمل میکنند. به همین دلیل است که رسانش الکترولیتی اساس توسط نمکهای مذاب و محلولهای آبی الکترولیتها صورت میگیرد. علاوه بر این برای تداوم جریان در یک رسانای الکتنرولیتی لازم است که حرکت یونها با تغییر شیمیایی همراه باشد. منبع جریان در یک سلول الکترولیتی ، الکترونها را به الکترود سمت چپ میراند.
بنابراین میتوان گفت که این الکترود بار منفی پیدا میکند. این الکترونها از الکترود مثبت سمت راست کشیده میشوند. در میدان الکتریکی که بدین ترتیب بوجود میآید، یونهای مثبت یا کاتیونها به طرف قطب منفی یا کاتد و یونهای منفی یا آنیونها به طرف قطب مثبت یا آند جذب میشوند. در رسانش الکترولیتی ، بار الکتریکی بوسیله کاتیونها به طرف کاتد و بوسیله آنیونها که در جهت عکس به طرف آند حرکت میکنند، حمل میشود.
برای این که یک مدار کامل حاصل شود، حرکت یونها باید با واکنشهای الکترودی همراه باشد. در کاتد اجزای شیمیایی معینی (که لازم نیست حتما حامل بار باشند) باید الکترونها را بپذیرند و کاهیده شوند و در آند ، الکترونها باید از اجزای شیمیایی معینی جدا شده و در نتیجه آن اجزا اکسید شوند. الکترونها از منبع جریان خارج شده به طرف کاتد رانده میشوند.
عوامل موثر بر رسانش الکترولیتی
رسانش الکترولیتی به تحرک یونها مربوط میشود و هر چند که این یونها را از حرکت باز دارد، موجب ایجاد مقاومت در برابر جریان میشود. عواملی که بر رسانش الکترولیتی محلولهای الکترولیت اثر دارند عبارتند از : جاذبه بین یونی ، حلال پوشی یونها و گرانروی حلال. انرژی جنبشی متوسط یونهای ماده حل شده با افزایش دما زیاد میشود و بنابراین مقاومت رساناهای الکترولیتی ، بطور کلی با افزایش دما کاهش مییابد. یعنی رسانایی زیاد میشود. به علاوه اثر هر یک از سه عامل مذکور با زیاد شدن دما کم میشود.
الکترولیز (برقکافت(
الکترولیز یا برقکافت سدیم کلرید مذاب ، یک منبع صنعتی تهیه فلز سدیم و گاز کلر است. روشهای مشابهی برای تهیه دیگر فلزات فعال مانند پتاسیم و کلسیم بکار میروند. اما چنانکه بعضی از محلولهای آبی را برقکافت کنیم آب به جای یونهای حاصل از ماده حل شده در واکنشهای الکترودی دخالت میکند. از اینرو ، یونهای حامل جریان لزوما بار خود را در الکترودها خالی نمیکنند. مثلا در برقکافت محلول آبی سدیم سولفات ، یونهای سدیم به طرف کاتد و یونهای سولفات به طرف آند حرکت میکنند. اما بار این هر دو یون با اشکال تخلیه میشود.
بدین معنی که وقتی عمل برقکافت بین دو الکترود بی اثر در جریان است، در کاتد گاز هیدروژن بوجود میآید و محلول پیرامون الکترود قلیایی میشود:
(2H2O + 2e → 2OH- + H2(g
یعنی در کاتد کاهش صورت میگیرد ولی به جای کاهش سدیم ، آب کاهیده میشود. بطور کلی هر گاه کاهش کاتیون ماده حل شده مشکل باشد، کاهش آب صورت میگیرد. اکسایش در آند صورت میگیرد و در برقکافت محلول آبی Na2SO4 ، آنیونها (2-SO4) که به طرف آند مهاجرت میکنند، به سختی اکسید میشوند:
2SO42- → S2O42- + 2e
بنابراین ترجیهاً اکسایش آب صورت میگیرد:
2H2O → O2(g) + 4H+ + 4e
یعنی در آند تولید گاز اکسیژن مشاهده میشود و محلول پیرامون این قطب اسیدی میشود. بطور کلی هر گاه اکسایش آنیون ماده حل شده مشکل باشد، آب در آند اکسید میشود. در الکترولیز محلول آبی NaCl در آند یونهای -Cl اکسید میشوند و گاز Cl2 آزاد میکنند و در کاتد احیای آب صورت میگیرد. این فرآیند منبع صنعتی برای گاز هیدروژن ، گاز کلر و سدیم هیدروکسید است:
2H2O + 2Na+ + 2Cl- → H2(g) + 2OH- + 2Na+ + Cl2(g)
سلولهای ولتایی
سلولی که به عنوان منبع انرژی الکتریکی بکار میرود، یک سلول ولتایی یا یک سلول گالوانی نامیده میشود که از نام آلساندرو ولتا (1800) و لوئیجی گالوانی (1780) ، نخستین کسانی که تبدیل انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی را مورد آزمایش قرار دادند، گرفته شده است. واکنش بین فلز روی و یونهای مس II در یک محلول ، نمایانگر تغییری خود به خود است که در جریان آن الکترون منتقل میشود.
(Zn(s) + Cu2+(aq) → Zn2+(aq) + Cu(s
مکانیسم دقیقی که بر اساس آن انتقال الکترون صورت گیرد، شناخته نشده است. ولی میدانیم که در آند فلز روی اکسید میشود و در کاتد ، یونهای Cu+2 احیا می شود و به ترتیب یونهای Zn+2 و فلز Cu حاصل میشود و الکترونها از الکترود روی به الکترود مس که با یک سیم به هم متصل شدهاند، جاری میشوند، یعنی از آند به کاتد.
Zn(s) → Zn2+(aq) + 2e
(Cu2+(aq)+2e → Cu(s
نیم سلول سمت چپ یا آند ، شامل الکترودی از فلز روی و محلول ZnSO4 و نیم سلول سمت راست یا کاتد شامل الکترودی از فلز مس در یک محلول CuSO4 است. این دو نیم سلول ، توسط یک دیواره متخلخل از هم جدا شدهاند. این دیواره از اختلال مکانیکی محلولها ممانعت میکند ولی یونها تحت تاثیر جریان الکتریسیته از آن عبور میکنند. این نوع سلول الکتریکی ، سلول دانیل نامیده میشود.
نیروی محرکه الکتریکی
اگر در یک سلول دانیل ، محلولهای 1M از ZnSO4 و 1M از CuSO4 بکار رفته باشد، آن سلول را با نماد گذاری زیر نشان میدهیم
برنامه نویسی
(21)
نرم افزار
(31)
شیمی
(5)
آموزش
(21)
روانشناسی
(24)
کلمات بزرگان
(10)
تصاویر هنرمندان
(3)
ورزشی
(6)
جون من بخند!
(21)
پزشکی
(16)
موبایل
(12)
نمونه سوال فیزیک۱
(1)
نمونه سوال فیزیک۲
(2)
نمونه سوال فیزیک۳
(0)
نمونه سوال فیزیک۱و۲ پیش
(0)
English
(7)
شعر
(18)
داستان
(8)
رشته های دانشگاهی
(6)
سایت های برتر
(8)
عمومی
(116)
سخنی با شما
(21)
تصاویر
(65)
اخبار IT
(68)
نوابغ ایران
(12)
آیا می دانید؟
(20)
اخبار
(90)
هنری
(8)
ادبی
(29)
کتاب
(4)
مصاحبه
(3)
مقالات
(24)
هوا فضا
(2)
ریاضی
(12)
رایانه
(14)
فیزیک
(9)
ترفندوهک
(16)
معارف
(43)
فرهنگ
(5)
سخت افزار
(8)
گرافیک و انیمیشن
(1)
30a30
(2)