تبلیغات
زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) - مطالب جون من بخند!

                           زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) 


حدیث روز

   اندیشه زر است.... اگر در دستانت بگیری!

 
اخبار پربیننده سایت تابناک
روانشناسی
روانشناسی
برنامه نویسی
برنامه نویسی
آیا میدانید
آیا میدانید
***پروژه دانشجویی***

پروژه دانشجویی ,پروژه های دانشجویی مهندسی کامپیوتر asp.net(پروژه پایانی کارشناسی کامپیوتر آموزشگاه تحت وب ASP.NET & C#پایگاه داده SQL Server 2005)

دانلو دپروژه دانشجویی پروژه های دانشجویی مهندسی نرم افزار c#.net

پروژه دانشجویی کتابخانه با فایل  c++

پروژه دانشجویی فروشگاه اینترنتی sql server ,vb.net

پروژه دانشجویی منچ با C++

پروژه دانشجویی مدیریت هتل با مستندات uml با ابزار php ,mysql

بازی تخته نرد Backgammon با TC++

بپروژه دانشجویی گرافیکی پیمایش همه خانه های شطرنج بوسیله اسب با TC++

پروژه دانشجویی گرافیکی زیردریایی با TC++

چهار پروژه دانشجویی گرافیکی 1.شبیه ساز چهار راه 2.شبیه ساز فرود گاه 3.اتش بازی 4.بازی نقطه خور با TC++

پروژه دانشجویی اسکنر scanner برای درس کامپایلر با TC++

پروژه دانشجویی مشخص کردن این که این تاریخ چند شنبه است با TC++

پروژه دانشجویی تبدیل تاریخ میلادی به شمسی با TC++

پروژه دانشجویی حل مسیله 8 هشت وزیر شطرنج که یکدیگر را تحدید نکنند

برنامه کتابخانه دارای شاخص ( index) و امکان جستجوی دودویی در شاخص

 برنامه شطرنج به زبان ++C در محیط VS 2008 به صورت کامل و با استفاده از فایل

 

جمعه 12 مرداد 1386

تایتانیک بومی‌سازی می‌شود

نویسنده: ادیب   طبقه بندی: جون من بخند!، 

دوربرگردان م.ف

تایتانیک بومی‌سازی می‌شود


خبر مسرت‌بخش و بسیار امیدوارکننده این‌که اعلام شد فیلم «تایتانیک» برای پخش از شبکه سوم سیما در حال دوبله است. احتمالا مدیران شایسته و فرهنگی تامین فیلم و برنامه این سازمان اخیرا متوجه شده‌اند که یک فیلم پرفروشی به نام «تایتانیک» به بازار آمده و در راستای سرگرم‌سازی هرچه بیشتر امت همیشه در پای تلویزیون و ماهواره، فی‌الفور دستور خرید و دوبله و پخش آن را صادر کرده‌اند. ضمن تقدیر از میزان سرعت عمل و آنلاینی این عزیزان، به اطلاع عده‌ای از اشکال‌تراشان حرفه‌ای که دائما غر می‌زنند که این فیلم از جهات مختلف قابل پخش در سیمای جمهوری اسلامی ایران نیست، می‌رسانیم که خیلی هم هست! منتها یک سری اسلامیزاسیون و بومی‌سازی لازم دارد که با بریدن چند صحنه غیرضروری و تغییرات مختصر در ترجمه به راحتی حاصل می‌شود. مثلا:

داستان فیلم قبل از دوبلاژ و بومی‌سازی:
«بروک سوت»، یک جوینده گنج آمریكایی است که به دنبال یک الماس مشهور در بقایای کشتی غرق‌شده تایتانیک است. او یک صندوق سالم در کشتی پیدا می‌کند که در آن تصویری عریان از یک زن جوان قرار دارد که الماسی بر گردن دارد. پس از نشان دادن نقاشی در یک برنامه تلویزیونی، یک زن پیر به اسم «وز داوسن» ادعا می‌کند که همان زن نقاشی است. او به محل غرق کشتی برده می‌شود تا به جستجوگران کمک کند تا جای الماس را پیدا کنند، اما به جای این کار، او همه حقایق مربوط به داستان غرق شدن کشتی تایتانیک را برای همه تعریف می‌کند. او دختری
۱۷ ساله و ثروتمند بوده که تصمیم داشته با کشتی به آمریكا برود و در آنجا با «کال‌هاکلی» ازدواج کند. مادرش او را مجبور ساخته تا به این ازدواج تن در دهد. بنابراین پس از این‌که آنها سوار کشتی می‌شوند و کشتی حرکت می‌کند، او یک شب تصمیم می‌گیرد تا از بالای کشتی خودش را در آب بیندازد. اما او توسط مسافر فقیر و جوانی به اسم «جک داوسون» که کارش نقاشی است، نجات پیدا می‌کند. آنها به تدریج بیشتر با هم آشنا می‌شوند و این آشنایی منجر به عشقی عمیق بین آن دو می‌شود.‌هالکی و مادر رز می‌کوشند تا آنها را از هم جدا نگه دارند، اما موفق نمی‌شوند و رز با جک به قسمت زیرین تایتانیک رفته و به رقص و باده گساری می‌پردازد. در یک تعقیب و گریز هیجانی، آنها به درون یک اتومبیل بخارگرفته سوار بر کشتی پناه می‌برند (پناه بر خدا!) در این بین کشتی به یک کوه یخ شناور برخورد کرده و شروع به غرق شدن می‌نماید و در حالی که همه خدمه و مسافرین کشتی در تلاشند تا راه نجاتی برای خود بیابند، جک برای نجات جان رز خود را فدا می‌کند.

 



داستان فیلم پس از دوبلاژ و بومی شدن:


بروک سوتو یک جوینده اسلحه ونزوئلایی است که برای برملا کردن جنایت‌های کاخ سفید با تجهیزاتی که از کوبا تهیه کرده است، در اعماق آبها به دنبال بقایای سلاح‌های کشتار جمعی پنتاگون است. او به طور اتفاقی، به بقایای یک کشتی خیلی گنده بر می‌خورد که یک صندوق سالم درون آن قرار دارد. بروکو صندوق را بیرون می‌آورد و در آن ـ کات به قسمت‌هایی از فیلم دوئل ـ مقداری اسناد جنگی مهم می‌یابد که در آنها نشان داده شده سازمان جاسوسی آمریكا باعث غرق شدن تایتانیک بوده. بروک سوت با استفاده از شبکه جهانی «العالم» از مردم عالم می‌خواهد هرکس اطلاعاتی دراین باره دارد، به او کمک کند. یک پیرزن نیکاراگوئه‌ای به اسم «رزا آدمونو» ادعا می‌کند می‌تواند به بروکو سوتو کمک کند و در حالی که «سیا» در پی قتل وی است، فراری داده شده و به کشتی مزبور منتقل می‌شود. او در آنجا داستان زندگی خودش را بازگو می‌کند. رزا یک دختر فقیر و بدبخت بوده که توسط قاچاقچیان انسان آمریكایی در 17 سالگی از ماناگوآ دزدیده می‌شود و بعد از گریم به صورت یک دختر ثروتمند سوار بر تاتانیک می‌شود تا به آمریكا فرستاده شود. رزا که از آمریكا متنفر است تصمیم می‌گیرد خودکشی کند اما در آخرین لحظات توسط پسری ـ کات به تصاویری از سریال خانم مارپل ـ نجات داده می‌شود. اسم پسر یاکوب است. او ماموریت دارد تا برای خنثی سازی پروژه انقلاب‌های نارنجی و صورتی و یشمی و پشمی آمریكا که قرار است هشتاد سال بعد شروع شود، به آمریكا برود. رزا، مفتون تعهد یاکوب می‌شود و با او به طبقات پایین که ستمدیدگان و رنجبران و مستضعفین قرار دارند، می‌رود و در جلسات دعا و نیایش آنها ـ کات به صحنه‌هایی از آهنگ برنادت ـ شرکت می‌کند.

سرانجام، در حالی که آنها درون یک اتوموبیل، با حفظ فاصله شرعی به نابودی استکبار جهانی فکر می‌کنند و از فرط خشم، دود و بخار از کله‌شان بلند می‌شود (و روی شیشه هم طبیعتا تاثیر می‌گذارد!) با دسیسه عوامل «سیا» که یاکوب را شناسایی کرده بودند، یک کوه یخ در مسیر تایتانیک قرار می‌گیرد و با آن برخورد می‌کند. یاکوب در صحنه تاثیرگذاری فریاد می‌زند: «نالوطیا... نامسلمونا... با من مشکل دارین، چرا زن و بچه مردم رو غرق می‌کونین؟» و افسر ارشد سیا که در هیات سرپرست گروه نوازندگان ظاهر شده می‌گوید: «ها‌ها‌ها... ما اینطوری هستیم... تازه کجاشو دیدی؟... حتی واسه بدنومی القاعده، بوئینگ به برج‌های دوقلو هم می‌زنیم!» و در جواب رزا که می‌پرسد: «بوئینگ دیگه چیه؟» می‌گوید: «همونی که با هماهنگی صهیونیست‌ها به برج‌های دوقلومون می‌زنیم» و با پاسخ یاکوب که ابراز می‌دارد: «عفت کلوم داشته باش، آمریكایی بی چاک و دهن» درگیری شروع می‌شود. اما کشتی غرق می‌شود و در صحنه پایانی، یاکوب در حالی که به رزا می‌گوید که اسناد این جنایت در صندوق گذاشته شده، به خاطر سمی که عوامل «سیا» به گردن او تزریق کرده‌اند ـ با یک موسیقی جانگداز هندی ـ به اعماق دریا فرو می‌رود. رزا هم پس از اندکی توسط نیروهای امنیتی آمریكایی دستگیر و به گوانتانامو منتقل می‌شود.

 

 بازتاب

یکشنبه 24 تیر 1386

پنج سوال خانمان سوز

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: جون من بخند!، 

 

پنج سوال خانمان سوز

 

! سوالاتی که خانمها از آقایان می پرسند.

 

 

به چی فکر می کنی؟

 

جواب مورد نظر برای این سوال اینه: “عزیزم! از اینکه به فکر فرو رفته بودم متاسفم! داشتم به این فکر می کردم که تو چقدر زن خوب و دوست داشتنی و متفکر و با شعور و زیبایی هستی و من چقدر خوشبختم که با تو زندگی می کنم.“ ... البته این جواب هیچ ربطی به موضوع مورد فکر مرد نداره! چون مرد داشته به یکی از موارد زیر فکر می کرده:

الف) فوتبال

ب) بسکتبال

ج) چقدر تو چاقی!

د) چقدر اون دختره از تو خوشگلتره!

ه) اگه تو بمیری پول بیمه ات رو چطوری خرج کنم؟

یه مرد در سال ۱۹۷۳ بهترین جواب رو به این سوال داده... اون گفته: “اگه می خواستم تو هم بدونی به جای فکر کردن ، درباره ش حرف می زدم!“ ...

 

 

آیا دوستم داری؟

 

جواب مورد نظر این سوال “بله“ است! و مردهایی که محتاط ترند می تونن بگن: “بله عزیزم!“ ... و جوابهای اشتباه عبارتند از:

الف) فکر کنم اینطور باشه!

ب) اگه بگم بله ، احساس بهتری پیدا می کنی؟

ج) بستگی داره که منظورت از دوست داشتن چی باشه!

د) مگه مهمه؟!

ه) کی؟ ... من؟!

 

 

آیا من چاقم؟

 

واکنش صحیح و مردانه نسبت به این سوال اینه که با اعتماد به نفس و تاکید بگین “نه! البته که نه!“ و به سرعت اتاق رو ترک کنین! ... جوابهای اشتباه اینها هستند:

الف) نمی تونم بگم چاقی... اما لاغر هم نیستی!

ب) نسبت به چه کسی؟!

ج) یه کمی اضافه وزن بهت میاد!

د) من چاق تر از تو هم دیدم!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم به بیمه ات فکر می کردم!

 

 

به نظر تو ، اون دختره از من خوشگلتره؟

اون دختره“ در اینجا می تونه یه دوست قبلی یا یه عابر که از فرط زل زدن به اون تصادف کردین و یا هنرپیشه ء یه فیلم باشه... در هر حال جواب درست اینه که: “نه! تو خوشگلتری!“ ... جوابهای غلط عبارتند از:

الف) خوشگلتر که نه... اما به نحو دیگه ای خوشگله!

ب) نمی دونم اینجور موارد رو چطوری می سنجند!

ج) بله! اما مطمئنم تو شخصیت بهتری داری!

د) فقط از این بابت که اون جوونتر از توست!

ه) ممکنه سوالت رو تکرار کنی؟ داشتم راجع به رژیم لاغریت فکر می کردم!

 

 

اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟

 

جواب صحیح: “آه عزیزترینم! در حادثه ء اجتناب ناپذیر فقدان تو ، زندگی برام متوقف میشه و ترجیح میدم خودمو زیر چرخ اولین کامیونی که رد میشه بندازم!“ ... این سوال ، همونطور که توی گفتگوی زیر می بینین ، ممکنه از سوالهای دیگه طوفانی تر باشه! ...

زن: عزیزم... اگه من بمیرم تو چیکار می کنی؟

مرد: عزیزم! چرا این سوالو می پرسی؟ این سوال منو نگران می کنه!

زن: آیا دوباره ازدواج می کنی؟

مرد: البته که نه عزیزم!

زن: مگه دوست نداری متاهل باشی؟

مرد: معلومه که دوست دارم!

زن: پس چرا دوباره ازدواج نمی کنی؟

مرد: خیلی خب! ازدواج می کنم!

زن (با لحن رنجیده): پس ازدواج می کنی؟

مرد: بله!

زن (بعد از مدتی سکوت): آیا باهاش توی همین خونه زندگی می کنی؟

مرد: خب بله! فکر کنم همین کار رو بکنم!

زن (با ناراحتی): بهش اجازه میدی لباسهای منو بپوشه؟

مرد: اگه اینطور بخواد خب بله!

زن (با سردی): واقعا“؟ لابد عکسهای منو هم می کنی و عکسهای اونو به دیوار می زنی!

مرد: بله! این کار به نظرم کار درستی میاد!

زن (در حالی که این پا و اون پا می کنه): پس اینطور... حتماً بهش اجازه میدی با چوب گلف من هم بازی کنه!

مرد: البته که نه عزیزم! چون اون چپ دسته!!!

 

 

منبع:

شاتوت

 

یا علی!

پنجشنبه 14 تیر 1386

اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد....

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: جون من بخند!، 

اگر داوطلبی در کنکور پذیرفته نشد

 

1-در سال ، 52 جمعه داریم و میدانید جمعه ها فقط برای استراحت است. به این ترتیب 313 روز می ماند

 

2- حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است و چون هوا گرم است مطالعه دقیق برای یک فرد نرمال مشکل است. بنابراین 263 روز دیگر ، باقی می ماند.

 

3- در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی می ماند.

 

4- اما سلامتی جسم و روح ، روزانه یک ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود. پس 126 روز باقی می ماند.

 

5- طبیعتا دو ساعت در روز برای خوردن غذا اعم از صبحانه، نهار و شام لازم است که در کل 30 روز میشود. پس 96 روز دیگر باقیست.

 

  6- یک ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی با دیگران و البته پشتیبان ضروری است. چرا که انسان موجودی است اجتماعی ، و این خود 15 روز از کل سال است. بنابراین 81 روز از سال باقی می ماند.

 

7- روزهای امتحان دست کم 45 روز از سال را به خود اختصاص میدهد و نظر به حجم بالای درس ها و خستگی ناشی از امتحان، 36 روز دیگر باقی می ماند.

 

8- تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف که دست کم 30 روز در سال است. مگر میتوان در این اعیاد وقت را به مطالعه گذراند؟ پس 6 روز باقیست.

 

در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی می ماند.9 -  

 

10- سینما رفتن و سایر امور شخصی هم لااقل دو روز از سال را در بر میگیرد پس فقط یک روز دیگر باقیست.

 

  یک روز باقیمانده همان روز تولد شماست، چگونه میتوان در آن روز بخصوص درس خواند !!!

 

منبع:

دلـنـوشـتـه هـای دوتـا داداش

شنبه 11 فروردین 1386

مهرورزی با معلمان

نویسنده: payam   طبقه بندی: جون من بخند!، 

سه شنبه 6 تیر 1385

به مناسبت خداحافظی ایران از جام 18

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: جون من بخند!، 

منبع:

تنهاترین دل

نظرسنجی

    به مطالب و عملکرد سایت زرسازان طی یکسال گذشته چه امتیازی می دهید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :