تبلیغات
زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) - مطالب روانشناسی

                           زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) 


حدیث روز

   اندیشه زر است.... اگر در دستانت بگیری!

 
اخبار پربیننده سایت تابناک
روانشناسی
روانشناسی
برنامه نویسی
برنامه نویسی
آیا میدانید
آیا میدانید
***پروژه دانشجویی***

پروژه دانشجویی ,پروژه های دانشجویی مهندسی کامپیوتر asp.net(پروژه پایانی کارشناسی کامپیوتر آموزشگاه تحت وب ASP.NET & C#پایگاه داده SQL Server 2005)

دانلو دپروژه دانشجویی پروژه های دانشجویی مهندسی نرم افزار c#.net

پروژه دانشجویی کتابخانه با فایل  c++

پروژه دانشجویی فروشگاه اینترنتی sql server ,vb.net

پروژه دانشجویی منچ با C++

پروژه دانشجویی مدیریت هتل با مستندات uml با ابزار php ,mysql

بازی تخته نرد Backgammon با TC++

بپروژه دانشجویی گرافیکی پیمایش همه خانه های شطرنج بوسیله اسب با TC++

پروژه دانشجویی گرافیکی زیردریایی با TC++

چهار پروژه دانشجویی گرافیکی 1.شبیه ساز چهار راه 2.شبیه ساز فرود گاه 3.اتش بازی 4.بازی نقطه خور با TC++

پروژه دانشجویی اسکنر scanner برای درس کامپایلر با TC++

پروژه دانشجویی مشخص کردن این که این تاریخ چند شنبه است با TC++

پروژه دانشجویی تبدیل تاریخ میلادی به شمسی با TC++

پروژه دانشجویی حل مسیله 8 هشت وزیر شطرنج که یکدیگر را تحدید نکنند

برنامه کتابخانه دارای شاخص ( index) و امکان جستجوی دودویی در شاخص

 برنامه شطرنج به زبان ++C در محیط VS 2008 به صورت کامل و با استفاده از فایل

 

جمعه 27 خرداد 1390

نفوذ درقلب دیگران بدون جراحی!

نویسنده: payam   طبقه بندی: روانشناسی،  عمومی،  سخنی با شما، 

در این مقاله ده پیشنهاد برای بهتر وراحت تر ارتباط برقرار کردن را مطالعه می کنید :


مدیریت احساسات خود را به دست گیرید
«اگر می‌خواهید شاد باشید، شادمانه رفتار كنید».

احساسات هر فرد قبل از هر چیز روی خود او تاثیر خواهد گذاشت. شما می‌توانید از این خاصیت به نفع خود بهره ببرید. اگر احساسات منفی شما را اذیت می‌كنند، با مدیریت و كنترل آنها می‌توانید از شر آنها رهایی پیدا كنید. وضعیت بدن خود را تغییر دهید (اگر حركت می‌كنید، بنشینید و بلند شوید)‌ و مطابق با احساسی كه دوست دارید رفتار كنید. اگر با اطرافیان خود با روحیه‌ای شاد و مثبت برخورد كنید، تاثیر بهتری روی آنها خواهید داشت.

 

كمی از منطق فاصله بگیرید
«در برخورد با مردم به خاطر داشته باشید آنها بیش از آن كه منطقی باشند، احساساتی‌اند».

این یك نكته كلیدی است. منطق بسیار خوب است، اما در برخوردها و در زندگی روزمره، ما موجوداتی احساساتی هستیم. ما احساسات خود را به اطرافیان خود انتقال می‌دهیم و متقابلا احساسات آنها را دریافت می‌كنیم. این یكی از دلایلی است كه گفته می‌شود در ارتباط با مردم زبان بدن (حالت‌های چهره و وضعیت بدن) و تن صدا بیش از 93 درصد كار را انجام می‌دهد.

معانی عمیقی در زیر كلماتی كه به كار می‌بریم نهفته‌اند ،اما زبان، بدن و تن صدا، احساسات و افكار واقعی ما را آشكار می‌سازند. به این دلیل است كه توانایی تغییر و كنترل احساسات و داشتن روحیه‌ای مثبت در حین برقراری ارتباط اهمیت پیدا می‌كند. روحیه و احساسات شما تاثیر بسزایی بر نحوه گفتار و حالت‌های چهره و در نهایت بر روابط شما با اطرافیان دارد.

 

بهتر است از سه چیز اجتناب كنید
«هر نادانی می‌تواند انتقاد، محكوم و عیبجویی كند، اما صبور و بخشنده بودن نشانه شخصیت و خویشتنداری شماست».

 

ادامه مطلب

پنجشنبه 22 اردیبهشت 1390

ایرانیان؛ رتبه سوم تنبلی اجتماعی جهان

نویسنده: payam   طبقه بندی: روانشناسی،  عمومی، 

وی با تاکید براینکه بسیاری از عادتهای فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی اجتماعی دارد گفت: بعد از اعراب و آفریقاییان، ایرانیها ضمن اینکه دارای میزان تنبلی بالاتر از متوسط جهانی هستند، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده اند. 

تاریخ انتشار:   ۱۵:۱۲    ۱۳۹۰/۲/۲۱

کد خبر: 105531

منبع:

نسخه چاپی

ارسال به شبکه های اجتماعی، وبلاگ ها و دیگر سایت ها ارسال به دیگران

مهر نوشت: مجید ابهری استاد دانشگاه با بیان اینکه بر اساس آمارهای مجله جهانی ارزیابی رفتار بین المللی، ایرانیان در تنبلی اجتماعی بعد از اعراب و آفریقاییان جایگاه سوم را در جهان به خود اختصاص داده اند گفت:در نمونه گیری از میان سه هزار و 328 نفر از جوانان مشخص شد که 45 درصد آنها دچار تنبلی فردی بودند.

مجید ابهری با اشاره به اینکه تنبلی می تواند مبنای بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی باشد، افزود: بسیاری از ناهنجاریهای موجود در جامعه با تنبلی ارتباط مستقیم دارد.

وی با تاکید براینکه بسیاری از عادتهای فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی اجتماعی دارد گفت: بعد از اعراب و آفریقاییان، ایرانیها ضمن اینکه دارای میزان تنبلی بالاتر از متوسط جهانی هستند، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده اند.

به گفته وی، در اولین روز فروردین 88 مقام معظم رهبری از تنبلی اجتماعی به عنوان دشمن درونی ایرانیان نام برده و تاکید کردند تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده و نداشتن اعتماد به خود، بیماری است.

متخصص علوم رفتاری تاکید کرد: در همین راستا در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده یعنی افراد درس می خوانند تا کار نکنند و اگر کسی درس نخواند باید کارکند یعنی فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زندگی است. این خصایص اخلاقی منفی در جامعه به یکی از ویژگیهای رفتاری ناپسند تبدیل شده است.

ابهری خاطرنشان کرد: در گذشته هر کسی که کار می کرد و بیشتر زحمت می کشید زرنگ قلمداد می شد اما امروز بر عکس و مخالف این مساله را می توان در عدم تمایل به درس خواندن درمدارس و دانشگاهها و در کار اداری بعضی از کارمندان مشاهده کرد.

وی گفت: میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی و تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی ( پشت میز نشینی)،همچنین عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی و وجود تعطیلی فراوان سالانه ( بین التعطیلین) از جمله خصایص دیگر است.


ادامه مطلب

با تشکر از دوست خوبم آقا تیمور:

********************

پاره تنم :

اگر از دوستت جدا می شوی رشته ای از دوستی را بگذار بماند تا اگر روزی خواست با همان رشته به دوستی برگردد.

در ارتباط با دوست،خودت را وادار کن که این طور باشی:
اگر از تو برید وصل باش
اگر از تو روگرداند،برو نزدیک و مهربان باش
اگر با تو بخیل بود،بخشش کن
اگر از تو دور شد،برو طرفش
اگر با تو تندی کرد،نرم باش
اگر بدی کرد،عذرش را بپذیر
جوری که انگار بنده اویی و او آقا و ولی نعمت توست.
ولی نکند این بخشش و نرمی و وصل را در حق یکی که شایسته
آن نیست،یا جایی غیر خودش انجام دهی.
با دشمن دوستت دوست نشو که این دشمنی با اوست.دوست در هر موردی با تو مشورت می کند،خوب یا بد،صادقانه خیر او را بخواه.


ادمی بر مرکب زمان سوار است.بر مرکب روزها وشبها.
حتی وقتی خودش خیال می کند ایستاده است،مرکب زمان دارد اورا پیش می برد.
همان وقتی که خیال می کند جایی ساکن شده و استراحت می کند،دارد رو به پایان جلو می رود.
پس مطمئن باش به آرزویت نمی رسی و بیش از اندازه مقرر عمر نمی کنی.که تو در همان جاده ای هستی که آدم های پیش از تو رفته اند.پس در جستجوی مال و منال دنیا،آرام وبی حرص باش.وقت خرج کردنش هم سنجیده و زیبا عمل کن.

به خوبی ها بخوان واهل خوبی ها باش
با دست و زبان بدی ها را بران
تمام سعیت را بکن از اهل بدی دور بمانی
آن طور که شاید و باید در راه خدا جهاد کن
نگذار ملامت هیچ ملامت گری تو را نگه دارد
در جستجوی حقیقت هر جا که هست،در اعماق سختی ها،در انبوه حوادث،غوطه ور شو و پی فهم حقیقت دین باش.

خودت را عادت بده به صبوری،به تحمل ناگواریها،چه اخلاق خوبی است این صبوری،این شکیبایی در مسیر حق


فرزندم

دور وبر خوبان بگرد تا از آنان شوی
از اهل شر فاصله بگیر تا از آنان جدا باشی
مال حرام بد لقمه ایست و زشت ترین ظلم،ظلم به ناتوان است.
خیلی داروها،خودشان دردند و خیلی دردها دارو و مداوایند.


جرعه جرعه خشم خود را فرو ده،من شربتی با پایانی این همه شیرین و ته مزه ای این همه گوارا ندیده ام.
با آن که با تو تندی می کند،نرمی کن.خیلی زود با تو نرم خواهد شد.نسبت به دشمن با فضیلت رفتار کن که این از هر دو نوع پیروزی شیرین تر است.

******************************

در این شب های عزیز ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید....

یا علی!

در دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود:

 

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسرثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابیمستقیم

شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون ، یک دختر بسیار زیبا رومی بینین و ازش خوشتون میاد ، بلافاصله یکی از دوستاتون میرهپیش دختره ، به شما اشاره می کنه و می گه : " اون پسرثروتمندیه ، باهاش ازدواج کن" ، به این می گن تبلیغات

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رومی گیرین ، فردا باهاش تماس می گیرین و می گین : "من پسرثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، به این میگن بازاریابی تلفنی

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرینپیشش ، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنیین ، وقتی کیفشمی افته براش از روی زمین بلند می کنین ، در آخر هم براش دربماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوتمی کنین و میگین : " در هر حال ، من پسر ثروتمندی هستم ، با منازدواج می کنی؟" ، به این میگن روابط عمومی

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره بهسمت شما میاد و میگه : "شما پسر ثروتمندی هستی ، با منازدواج می کنی؟" ، به این می گن شناسایی علامت تجاری شماتوسط مشتری

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسرثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" ، بلافاصله اون هم یک سیلیجانانه نثار شما می کنه ، به این میگن پس زدگی توسط مشتری

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، بلافاصله میرین پیشش و می گین : "من پسرثروتمندی هستم ، با من ازدواج کن" و اون بلافاصله شما رو بههمسرش معرفی می کنه ، به این می گن شکاف بین عرضه وتقاضا

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، ولی قبل از این که حرفی بزنین ، شخص دیگه ایپیدا می شه و به دختره میگه : "من پسر ثروتمندی هستم ، با منازدواج کن" به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا

شما در یک مهمانی ، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازشخوشتون میاد ، ولی قبل از این که بگین : "من پسر ثروتمندیهستم ، با من ازدواج کن" ، همسرتون پیداش میشه ، به این میگنمنع ورود به بازار

 

منبع:

Iran-eng.ir

پنجشنبه 23 مهر 1388

مدیریت زمان واقعی...

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: آموزش،  روانشناسی،  داستان،  ادبی، 

مدیریت زمان

یك كارشناس مدیریت زمان كه در حال صحبت برای عده ای از دانشجویان رشته بازرگانی بود، برای تفهیم موضوع، مثالی به كار برد كه دانشجویان هیچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.

او همانطور كه روبروی این گروه از دانشجویان ممتاز نشسته بود گفت: "بسیار خوب، دیگر وقت امتحان است!"
سپس یك كوزه سنگی دهان گشاد را از زیر زمین بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت.
پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه ی یك مشت بود را یك به یك و با دقت درون كوزه چید.
وقتی كوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمی گرفت از دانشجویان پرسید:

"آیا كوزه پر است؟“
همه با هم گفتند: بله
او گفت: "واقعاً؟“
سپس یك سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شن ها را روی سنگ های داخل كوزه ریخت و كوزه را تكان داد تا دانه های شن خود را در فضای خالی بین سنگ ها جای دهند.
بار دیگر پرسید: "آیا كوزه پر است؟“
این بار كلاس از او جلوتر بود، یكی از دانشجویان پاسخ داد:
"احتمالا نه"
او گفت: "خوب است" و سپس یك سطل ماسه از زیر میز بیرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ریخت.
ماسه ها در فضای خالی بین سنگ ها و دانه های شن جای گرفتند. او بار دیگر گفت:
"خوب است"
در این موقع یك پارچ آب از زیر میز بیرون آورد و شروع به ریختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتی كه كوزه لب به لب پر شد. سپس رو به كلاس كرد و پرسید :"چه كسی می تواند بگوید نكته این مثال در چه بود؟"
یكی از دانشجویان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید كه برنامه زمانی ما هر چقدر هم كه فشرده باشد، اگر واقعا سخت تلاش كنیم همیشه می توانیم كارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد:"نه!
نكته این نیست، حقیقتی كه این مثال به ما می آموزد این است كه اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت.
سنگ های بزرگ زندگی شما كدام ها هستند؟
فرزندتان، محبوبتان، تحصیلتان، رویاهایتان، انگیزه های با ارزش، آموختن به دیگران، انجام كارهایی كه به آن عشق می ورزید، زمانی برای خودتان، سلامتی تان و ..."
به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آن ها دست نخواهید یافت.

اگر با كارهای كوچك (شن و ماسه) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت.
پس امشب یا فردا صبح، هنگامی كه به این داستان كوتاه فكر می كنید، این سوال را از خود بپرسید:
"سنگ های بزرگ زندگی من كدام اند؟” آنگاه اول آنها را در كوزه خود بگذارید...

منبع:farsiebook4mob.blogfa.com 

نظرسنجی

    به مطالب و عملکرد سایت زرسازان طی یکسال گذشته چه امتیازی می دهید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :