سه شنبه 9 شهریور 1389
نویسنده: حمیدرضا طبقه بندی: تصاویر، نوابغ ایران، مصاحبه، معارف،
با عرض تسلیت به مناسبت شهادت امیرالمومنین علی(ع) و فرا رسیدن شبهای عظیم قدر،بی مناسبت ندیدم که یادی از علامه جعفری(ره) که ایشان از مفاخر و فلاسفه عصر حاضر و نویسنده 27 جلد کتاب در شرح و تفسیر نهج البلاغه بودند یادی کنم.به همین منظور داستانی شگرف که از زبان خود علامه است در زیر می آورم:

از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .
سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت
: این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
پنجشنبه 15 بهمن 1388
نویسنده: حمیدرضا طبقه بندی: نوابغ ایران، اخبار، شعر،
استاد بزرگ ادبیاتفارسی در تنهایی درگذشت
خبرآنلاین: در نهایت تاسف ، با خبر شدیم که استاد بزرگ زبان و ادبیات فارسی دکتر خسرو فرشیدورد ، ده روز قبل در تنهایی و بیماری در "سرای سالمندان نیکان" در تهران به دیار باقی شتافته اند.متاسفانه تا زمان نگارش این نوشته، هیچ خبری در مورد درگذشت این استاد ارزشمند و از مفاخر فرهنگی این دیار منتشر نشده است.
محمود فرشچیان
محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود . پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .
این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد . از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید . فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر استاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست . او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت . از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در آن جایگاه عاشقی ، زیر نظر استاد عیسی بهادری ، استاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .
بدون شک نقش استاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد . فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت . او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ... طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر آن آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد . فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات قرار گرفت .
یا علی!
![]() دکتر محمد علی اسلامی ندوشن |
دکتر اسلامی ندوشن در سال ١٣٠٤ خورشیدی در روستای ندوشن یزد زاده شد. وی بعد از اتمام تحصیلات خود در رشتهی حقوق از دانشگاه سوربن و مدت کوتاهی اقامت در انگلستان به ایران آمد. چند سالی در کار قضا بود اما به سرعت به سمت علاقهی پایانناپذیر خود یعنی تدریس و تحقیق و نگارش در حوزهی تاریخ و ادب فارسی کشیده شد و تا به امروز به سربلندی در این کرانه باقی است. وی در مدت پنجاه سال بیش از چهل و پنج کتاب و صدها مقاله در باب فرهنگ و تاریخ ایران و ادبیات فارسی به رشتهی تحریر درآورده است. تأسیس فرهنگسرای فردوسی و انتشار فصلنامهی هستی از اقدامات او در زمینهی اعتلای فرهنگ و ادب فارسی میباشد. نام اسلامی با مقالههای ارزشمندش همچون زندگی و مرگ پهلوانان، ایران را از یاد نبریم، به دنبال سایهی همای و مجموعههای ریز و درشت دیگر بارها تجدید چاپ شد و بر سر زبان اهل کتاب افتاد.
آنچه در زیر میخوانید، مصاحبهای است با آقای دکتر ندوشن که در فروردین ماه سال ٨٤ توسط آفتاب انجام گرفته است.
![]() تصویر آقای ندوشن در بازدید از واترلو |
![]() آقای دکتر ندوشن در حال امضای کتاب اهدایی به انجمن پرتو |
زندگی نامه مختصر شیرین عبادی
من در سال 1326 در شهر همدان بدنیا آمدم . خانواده من فرهنگی و معتقد به دین اسلام بودند. پدرم هنگام تولد من رئیس اداره ثبت شهر همدان بود . پدرم یكی از اولین اساتید حقوق تجارت بود . او كه نامش ؛ محمد علی عبادی ؛ است چندین كتاب نوشته است و در سال 1372 فوت كرد .
كودكی من در خانواده ای سرشار از مهر و محبت سپری شد. من دو خواهر و یك برادر دارم كه همگی تحصیلات عالیه دارند و مادرمان تمام وقت و عشق خود را صرف تربیت ما نمود .
من دریك سالكی به همراه خانواده به تهران آمدم و از آن پس ساكن این شهر شدم . در دبستان فیروزكوهی تحصیل كردم و دوره دبیرستان را در دبیرستان انوشیروان دادگر و رضاشاه كبیر به اتمام رسانیدم . در كنكور دانشگاه تهران شركت كردم و در سال 1344 وارد دانشكده حقوق شدم . دوره لیسانس را 5/3 ساله تمام كردم . بلافاصله در كنكور دادگستری شركت كردم و پس از طی شش ماه كارآموزی قضاوت در اسفند 1348 به عنوان قاضی رسما كار خود را شروع كردم . به موازات قضاوت در دادگاه به ادامه تحصیل پرداختم و در رشته حقوق خصوصی در سال 1350 از دانشگاه تهران با درجه ممتاز فوق لیسانس گرفتم .
در داگستری مشاغل متعددی داشتم و در سال 1354 به ریاست شعبه 24 دادگاه شهرستان نائل آمدم. من اولین زنی هستم كه در تاریخ دادگستری ایران به ریاست دادگاه نائل آمدم . بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 چون براین اعتقاد بودند كه قضاوت در اسلام برای زنان ممنوع است من و بقیه خانم های قاضی را از سمت خود بركنار نمودند و ما را به پست اداری گماشتند . من را منشی همان دادگاهی كردند كه روزی رئیس آن بودم . به این وضع همگی اعتراض كردیم . پست بالاتری برای ما در نظر گرفتند. و همه زنان قاضی از جمله من را به عنوان كارشناس در دادگستری به خدمت گماردند. ادامه این وضع برای من غیرقابل تحمل بود بنابراین تقاضای بازنشستگی قبل از موعود كردم و با آن موافقت شد . چون كانون و كلاء دادگستری مدتها پس از انقلاب بازگشائی نشده بود و بوسیله قوه قضائیه اداره می شد بنابراین با درخواست وكالت من هم موافقت نمی شد و من عملا چندین سال خانه نشین شدم تا این كه در سال 1371 توانستم پروانه وكالت بگیرم و دفتر و كالت خودم را تاسیس كنم .
از فرصت بدست آمده درزمانی كه بیكاربودم استفاده كردم و به تالیف چند كتاب و انتشار مقالات متعددی در نشریات ایران پرداختم . پس از اخذ وكالت دفاع از پرونده های بسیاری را قبول كردم كه تعدادی از آنها پرونده های ملی بوده است مانند وكالت خانواده مقتولین قتل های زنجیره ای (فروهرها) و یا عزت ابراهیم نژاد كه در حمله به كوی دانشگاه به قتل رسید. دربرخی از پرونده های مطبوعاتی نیز شركت نموده ام . تعدادی كثیری از پرونده های اجتماعی نظیر كودك آزاری را هم برعهده داشتم و اخیرا نیز وكالات مادر زهرا كاظمی- عكاسی كه در ایران به قتل رسید – را هم بر عهده گرفته ام .
من در دانشگاه نیز تدریس می كنم . هرسال تعدادی از دانشجویان خارج از ایران به عنوان كارآموز حقوق بشر نزد من كارآموزی می كنند.
من ازداواج كرده ام همسرم مهندس برق است . دو دختر داریم یكی 23 ساله كه مهندس مخابرات است و در دروره دكترای مخابرات در دانشگاه مك گیل واقع در كانادا ادامه تحصیل می دهد و دیگری 20 ساله است و دانشجوی سال سوم حقوق است كه درتهران بسر می برد.
فعالیت های اجتماعی
* هدایت چندین پروژه تحقیقاتی برای دفتر یونیسف تهران
* تاسیس انجمن حمایت از حقوق كودكان كه در سال 1374 با همراهی تعدادی از هم فكران. تا سال 1379 نیز ریاست انجمن را بر عهده داشتم و از آن پس به عنوان مشاور حقوقی با انجمن مذكور همكاری مستمر دارم . این انجمن در حال حاضر بیش از پانصد عضو فعال دارد.
* تدریس رایگان حقوق كودك و حقوق بشر در دوره های مختلف
* تاسیس كانون مدافعان حقوق بشر به همراه چهار وكیل مدافع در سال 1380 ریاست این كانون را بر عهده دارم .
* ارایه بیش از 30 سخنرانی در كنفرانس های دانشگاهی و علمی و سمینارهایی كه درباره حقوق بشر برگزار شده است در كشورهای ایران ، فرانسه ، بلژیك، سوئد ، سوئیس ، انگلستان و آمریكا .
* به عهده گرفتن وكالت تعدادی از چهره های مطبوعاتی یا وكالت خانواده آنها كه دررابطه با آزادی بیان متهم و یا محكوم شده بودند ازجمله دكترحبیب الله پیمان (به خاطر نوشتن مقاله و سخنرانی درباره آزادی بیان ) عباس معروفی، سردبیر ماهنامه گردون ( به خاطر چاپ تعدادی مصاحبه و شعر) سركوهی (سردبیر ماهنامه آدینه )
* به عهده گرفتن وكالت خانواده قربانیان قتل های زنجیره ای ( فروهر ها)
* به عهده گرفتن و كالت خانواده عزت ابراهیم نژاد مقتول حوادث 18 تیر ماه كوی دانشگاه در سال 1378
* به عهد گرفتن و كالت مادر آرین گلشنی كودكی كه بر اثر حضانت جدا از مادرش زندگی می كرد و بر اثر شكنجه در خانه نا مادری اش به قتل رسیده بود.
* پیشنهاد تصویب قانون منع خشونت علیه كودكان به مجلس شورای اسلامی كه به سرعت نیز در مجلس بررسی و به تصویب رسید در تابستان 1381
جایزه ها و افتخارها
1. ناظر رسمی از سوی سازمان دیده بان حقوق بشر، سال 1996
2. انتخاب كتاب حقوق كودك به عنوان كتاب برگزیده سال از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی .
3. جایزه بنیاد حقوق بشر رافتو به خاطر فعالیت های حقوق بشر ، نروژ، سال 2001
4. جایزه صلح نوبل در سال 2003
برنامه نویسی
(27)
نرم افزار
(33)
شیمی
(5)
آموزش
(23)
روانشناسی
(26)
کلمات بزرگان
(11)
تصاویر هنرمندان
(3)
ورزشی
(6)
جون من بخند!
(23)
پزشکی
(16)
موبایل
(12)
نمونه سوال فیزیک۱
(1)
نمونه سوال فیزیک۲
(2)
نمونه سوال فیزیک۳
(0)
نمونه سوال فیزیک۱و۲ پیش
(0)
English
(7)
شعر
(20)
داستان
(8)
رشته های دانشگاهی
(6)
سایت های برتر
(8)
عمومی
(126)
سخنی با شما
(25)
تصاویر
(70)
اخبار IT
(68)
نوابغ ایران
(12)
آیا می دانید؟
(22)
اخبار
(91)
هنری
(8)
ادبی
(30)
کتاب
(4)
مصاحبه
(3)
مقالات
(25)
هوا فضا
(2)
ریاضی
(12)
رایانه
(16)
فیزیک
(9)
ترفندوهک
(16)
معارف
(47)
فرهنگ
(8)
سخت افزار
(8)
گرافیک و انیمیشن
(2)
30a30
(3)