تبلیغات
زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) - مطالب مهر 1388

                           زرسازان(اخبار-برنامه نویسی-کامپیوتر) 


حدیث روز

   اندیشه زر است.... اگر در دستانت بگیری!

 
اخبار پربیننده سایت تابناک
روانشناسی
روانشناسی
برنامه نویسی
برنامه نویسی
آیا میدانید
آیا میدانید
***پروژه دانشجویی***

پروژه دانشجویی ,پروژه های دانشجویی مهندسی کامپیوتر asp.net(پروژه پایانی کارشناسی کامپیوتر آموزشگاه تحت وب ASP.NET & C#پایگاه داده SQL Server 2005)

دانلو دپروژه دانشجویی پروژه های دانشجویی مهندسی نرم افزار c#.net

پروژه دانشجویی کتابخانه با فایل  c++

پروژه دانشجویی فروشگاه اینترنتی sql server ,vb.net

پروژه دانشجویی منچ با C++

پروژه دانشجویی مدیریت هتل با مستندات uml با ابزار php ,mysql

بازی تخته نرد Backgammon با TC++

بپروژه دانشجویی گرافیکی پیمایش همه خانه های شطرنج بوسیله اسب با TC++

پروژه دانشجویی گرافیکی زیردریایی با TC++

چهار پروژه دانشجویی گرافیکی 1.شبیه ساز چهار راه 2.شبیه ساز فرود گاه 3.اتش بازی 4.بازی نقطه خور با TC++

پروژه دانشجویی اسکنر scanner برای درس کامپایلر با TC++

پروژه دانشجویی مشخص کردن این که این تاریخ چند شنبه است با TC++

پروژه دانشجویی تبدیل تاریخ میلادی به شمسی با TC++

پروژه دانشجویی حل مسیله 8 هشت وزیر شطرنج که یکدیگر را تحدید نکنند

برنامه کتابخانه دارای شاخص ( index) و امکان جستجوی دودویی در شاخص

 برنامه شطرنج به زبان ++C در محیط VS 2008 به صورت کامل و با استفاده از فایل

 

پنجشنبه 23 مهر 1388

مدیریت زمان واقعی...

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: آموزش،  روانشناسی،  داستان،  ادبی، 

مدیریت زمان

یك كارشناس مدیریت زمان كه در حال صحبت برای عده ای از دانشجویان رشته بازرگانی بود، برای تفهیم موضوع، مثالی به كار برد كه دانشجویان هیچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.

او همانطور كه روبروی این گروه از دانشجویان ممتاز نشسته بود گفت: "بسیار خوب، دیگر وقت امتحان است!"
سپس یك كوزه سنگی دهان گشاد را از زیر زمین بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت.
پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه ی یك مشت بود را یك به یك و با دقت درون كوزه چید.
وقتی كوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمی گرفت از دانشجویان پرسید:

"آیا كوزه پر است؟“
همه با هم گفتند: بله
او گفت: "واقعاً؟“
سپس یك سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شن ها را روی سنگ های داخل كوزه ریخت و كوزه را تكان داد تا دانه های شن خود را در فضای خالی بین سنگ ها جای دهند.
بار دیگر پرسید: "آیا كوزه پر است؟“
این بار كلاس از او جلوتر بود، یكی از دانشجویان پاسخ داد:
"احتمالا نه"
او گفت: "خوب است" و سپس یك سطل ماسه از زیر میز بیرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ریخت.
ماسه ها در فضای خالی بین سنگ ها و دانه های شن جای گرفتند. او بار دیگر گفت:
"خوب است"
در این موقع یك پارچ آب از زیر میز بیرون آورد و شروع به ریختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتی كه كوزه لب به لب پر شد. سپس رو به كلاس كرد و پرسید :"چه كسی می تواند بگوید نكته این مثال در چه بود؟"
یكی از دانشجویان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید كه برنامه زمانی ما هر چقدر هم كه فشرده باشد، اگر واقعا سخت تلاش كنیم همیشه می توانیم كارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد:"نه!
نكته این نیست، حقیقتی كه این مثال به ما می آموزد این است كه اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت.
سنگ های بزرگ زندگی شما كدام ها هستند؟
فرزندتان، محبوبتان، تحصیلتان، رویاهایتان، انگیزه های با ارزش، آموختن به دیگران، انجام كارهایی كه به آن عشق می ورزید، زمانی برای خودتان، سلامتی تان و ..."
به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آن ها دست نخواهید یافت.

اگر با كارهای كوچك (شن و ماسه) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت.
پس امشب یا فردا صبح، هنگامی كه به این داستان كوتاه فكر می كنید، این سوال را از خود بپرسید:
"سنگ های بزرگ زندگی من كدام اند؟” آنگاه اول آنها را در كوزه خود بگذارید...

منبع:farsiebook4mob.blogfa.com 

چهارشنبه 22 مهر 1388

چگونه بیشتر از زندگی لذت ببریم؟

نویسنده: payam   



شما هم از زندگیتان گله دارید؟ احساس میکنید که چیز لذت بخشی ندارید ؟ مطمئنا اگر این پیشنهادها را انجام دهید ، متوجه خواهید شد که کاملا تغییر کرده اید ... اگر باور ندارید ، میتوانید امتحان کنید ...

 

مقدار زیادی مایعات بنوشید بطوری که بعد از

چند ساعت مثانه شما به حد انفجار برسد.

بعد سعی کنید در حدود یک ساعت خود را

در چنین وضعی قرار دهید.

وقتی طاقت شما تمام شد به دستشویی بروید و

مفصل خودتان را راحت کنید ،

 

 

آب،زندگی،لذت،حیات،خوبی،شادی،نوشیدن،لذت بردن،دختر،زیبا،زیبائی،خوب،خوردن،چشم

در چنین حالتی می توانید

برای چند لحظه از زندگی خود لذت فراوانی ببرید.

 

 

در ساعات پر ترافیک سوار اتوموبیل خود شده

و از خانه خارج شوید.

 به یکی از خیابان های شلوغ شهر بروید و خود را چند ساعت در ترافیک مشغول کنید

بطوریکه دچار خستگی مفرط ، سردرد ،کمر درد, پا درد... گردید

در این حالت تصمیم بگیرید که به خانه بازگردید،

در راه باز هم دچار ترافیک می شوید و هر لحظه آرزو می کنید

که سریعتر به منزل برسید.

 

 

وقتی به خانه برگشتید می توانید

در حالتی ریلکس نشسته و

با هر چیزی مانند نوشیدن چای,

 آب،زندگی،لذت،حیات،خوبی،شادی،نوشیدن،لذت بردن،دختر،زیبا،زیبائی،خوب،خوردن،چشم

تماشای تلویزیون یا گوش دادن

به یک موسیقی ملایم، از زندگی خود لذت ببرید.

 

 

 

یک شب سرد زمستانی از خانه خارج شوید آنقدر صبر کنید

تا خواب به سراغتان بیاید،

به خانه برنگردید،به سمت پارکی بروید و سعی کنید بر روی نیمکتی بخوابید.

از دستان خود بالشتی بسازید و از سرما بلرزید.

وقتی احساس کردید ادامه این کار شما را به کشتن خواهد داد

 

 

به منزل برگردید و در تختخواب خود بیارامید و از زندگی لذت ببرید.

 

 

تا حالا اسم خانه سالمندان و معلولین به گوش شما خورده است؟

یک روز از وقت خود را بگذارید و به آنجا یا مکانی مثل آن بروید.

در بین ساکنین آن ساعتی گردش کنید.

به پیرمردی که روی نیمکتی نشسته و با هیچ کس صحبت نمی کند و در

اندیشه فرو رفته است توجه کنید.

سعی کنید فکر او را بخوانید که افسوس عمر از دست رفته را می خورد

در این اندیشه است که اگر توانی داشت و اگر هنوز فرصتی پیدا میکرد

دوست داشت زندگی کند دوست داشت برای خود شرایطی ایجاد کند

که محتاج منت دیگران نباشد، از تجربیات و اشتباهات گذشته استفاده کند و ...

 

اما حالا او  فقط منتظر مرگ است و دیگر هیچ!

 

آب،زندگی،لذت،حیات،خوبی،شادی،نوشیدن،لذت بردن،دختر،زیبا،زیبائی،خوب،خوردن،چشم

 

به دختر زیبایی که از بدو تولد

نه دست داشته است و نه پا ... !

او روی تختی خوابیده و

تو را می نگرد که راه می روی

و از دستان خود استفاده می کنی ...

و پیش خود می گوید: خدایا اگر من هم سالم بدنیا می آمدم چه می شد ؟

بنشین و ساعتی با برخی از آنها گفتگو کن.

 

 

وقتی از آن جا بازگشتی خدا را شکر میکنی و

آنوقت تازه می فهمی چقدر خوشبختی ...

  


به شرط اینکه آنها را بشناسیم و بدانیم که

بسیارند کسانی که حتی در رویاها و آرزوهای

خود هم تصور زندگی مشابه ما را ندارند و به گوشه ای از

 


باید بدانیم بدیها برای آن وجود دارند که خوبیها را بشناسیم،

سختی را تجربه می کنیم تا بفهمیم آسایش چیست و هر اتفاق در زندگی ما ،

درسی است برای آنکه بیاموزیم چگونه بهتر باشیم و رشد کنیم ...

 



منبع:
http://drshadow.mihanblog.com

چهارشنبه 22 مهر 1388

دانلود مقاله ((بررسی عقاید حسنیه))

نویسنده: حمیدرضا   طبقه بندی: کتاب،  مقالات،  معارف،  فرهنگ، 

 

سالگرد شهادت صادق آل محمد امام جعفر صادق(ع)

بر شیعیان آن حضرت تسلیت باد....

 

سلام

شهادت امام جعفر صادق(ع) را به همه شما خوانندگان سایت ((زرسازان)) تسلیت عرض می کنم.

شهادت امام جعفر صادق(ع)تسلیت باد..

در این مطلب مقاله ای تحت عنوان ((بررسی عقاید حسنیه-به عنوان یکی از شاگردان زن امام صادق(ع)-))می خواهم به شما معرفی کنم.

این مقاله در واقع خلاصه شده کتاب مکالمات حسنیه  به همراه توضیحات اضافی می باشد.پیش از این نیز متن کامل این کتاب را در سایت قرار داده بودم که می توانید متن کامل کتاب ((مکالمات حسنیه)) آن را از اینجا دانلود نمائید.

خواندن این مقاله را به تمامی عزیزان توصیه می کنم.دلیل این امر را نویسنده در پیش گفتار مقاله بیان نموده که در ادامه مطلب آن را با هم می خوانیم....

ادامه مطلب



منبع:
http://ict2.mihanblog.com

دوشنبه 20 مهر 1388

ایجاد بزرگترین برج انسانی

نویسنده: payam   



منبع:
http://ict2.mihanblog.com

نظرسنجی

    به مطالب و عملکرد سایت زرسازان طی یکسال گذشته چه امتیازی می دهید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :