با عرض معذرت از عزیزان نتونستم این مدت سر بزنم
راستش رو بخواهین من خودم از ابزار آژاکس برای این کار استفاده می کنم و این کد هم قدیمی بود
خب یه راه حل غیر آزاکسی باز براتون می گذاردم البته این بار در 2008 تستش کردم
یک تکست باکس در صفحه قرار بدین و کد زیر رو در محل تعیین شده قرار بدین
protected void Page_Load(object sender, EventArgs e)
{
TextBox1.Attributes.Add("onkeypress", "return (window.event.keyCode == 45 || window.event.keyCode == 13 || window.event.keyCode == 8 || window.event.keyCode == 9 || window.event.keyCode == 189 || (window.event.keyCode >= 48 && window.event.keyCode <= 58) )");
}
امیدوارم این بار عزیزان به جوابشون رسیده باشن
كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند كه
آن چه می گوییم در حقیقت فكری است كه بیان می شود.
كلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند
اگر یك كارگر بی سواد بتواند یك اصطلاحی را در دنیا شایع كند؛
پس من و تو، ما و شما به طور حتم می توانیم استفاده از كلمه ها
و اصطلاح های مثبت را در سطی وسیع گسترش داده و انرژی مثبت
"فرزندان خود را به نام های نیك خطاب كنید"
امروزه ثابت شده كه كلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستند
و او را به سمت منفی و بیماری سوق می دهند! به طور مثال وقتی
به ما می گویند خسته نباشی دراصل خستگی را به یادمان می آورند
و ناخودآگاه احساس خستگی می كنیم (با خودتان امتحان كنید) اما اگر
به جای آن از یك عبارت مثبت استفاده شود نه تنها نیروی از
دست رفته، ترمیم و خستگی جسم را از بین می برد بلكه نیروی مثبت
و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
به جای پدرم درآمد؛ بگوییم : خیلی راحت نبود
به جای خسته نباشید؛ بگوییم : خدا قوت
به جای دستت درد نكنه ؛ بگوییم : ممنون از محبتت، سلامت باشی
به جای ببخشید مزاحمتون شدم؛ بگوییم : از این كه وقت خود را در
به جای لعنت بر پدر كسی كه اینجا آشغال بریزد ؛ بگوییم: رحمت بر پدر كسی
به جای گرفتارم؛ بگوییم : در فرصت مناسب با شما خواهم بود
به جای دروغ نگو؛ بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
به جای خدا بد نده؛ بگوییم : خدا سلامتی بده
به جای قابل نداره؛ بگوییم : هدیه برای شما
به جای شكست خورده؛ بگوییم : با تجربه
به جای مگه مشكل داری ؛ بگوییم : مگه مسئله ای داری؟
به جای فقیر هستم؛ بگوییم : ثروت كمی دارم
به جای بد نیستم؛ بگوییم : خوب هستم
به جای بدرد من نمی خورد؛ بگوییم : مناسب من نیست
به جای مشكل دارم؛ بگوییم : مسئله دارم
به جای جانم به لبم رسید؛ بگوییم : چندان هم راحت نبود
به جای فراموش نكنی؛ بگوییم : یادت باشه
به جای داد نزن؛ بگوییم : آرام باش
به جای من مریض و غمگین نیستم؛ بگوییم : من سالم و با نشاط هستم
به جای غم آخرت باشد؛ بگوییم : شما را در شادی ها ببینم
شما هم میتوانید به این لیست مواردی رو اضافه كرده و برای دیگران بفرستید...
وقتی بعد از مدتی همدیگر را میبینیم، به جای توجه كردن به نقاط
ضعف همدیگر و نام بردن از آنها مثل:
چقدر چاق شدی؟"، "چقدر لاغر شدی؟"، "چقدر خسته به نظر میآیی؟"
، "چرا موهات را این قدر كوتاه كردی؟"، "چرا ریشت را بلند كردی؟"
، "چرا گرفته ای ؟"، "چرا رنگت پریده؟"، "چرا تلفن نكردی؟"،
بهتر است بگوییم : "سلام به روی ماهت"، "چقدر خوشحال شدم تو را دیدم"
، و ... عبارات دیگری كه نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل ما نیست
بلكه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء میكند.
البته اگر اصراری نداشته باشیم كه حتماً درباره ی همدیگر اظهار نظر كنیم،
وگرنه میشود كه درباره ی موضوعات مشترك، البته در محوریت مثبت
سلام
زبان برنامه نویسی جدیدی برای گوشیهای موبایل در راه است!
همچنان که در پستهای قبلی اشاره کرده بودم مشغول طراحی نرم افزاری هستم که همگان را قادر خواهد ساخت به آسانی برای سیستم های موبایل که از جاوا پشتیبانی می کنند برنامه بنویسند، البته منظورم از همگان کسانی هستند که لااقل در حد VB برنامه نویسی را بلد باشند.
نام این نرم افزار را J2ME BASIC گذاشته ام، ابتدا سینتاکس بیسیک مانند را به جاوا و سپس با کمک بایت کد کامپایلر جاوا و سایر ابزارگان مربوطه، بسته قابل اجرای jar در فرمت Midlet را تولید خواهد کرد.
شاید شما قبلاً با ابزار ابتدایی Mobile Basic که محدودیتهای فراوانی دارد کار کرده باشید، نباید اشتباه کنید این کار بسیار متفاوت تر از آن خواهد بود.
کار تولید این نرم افزار تا حدی زمان بر است، چون مجبور هستم جهت اطمینان از کارکرد صحیح و دقیق آن و نیز لزوم پرتابل بودن و استقلالش از سیستمهای عامل، تمام قسمتهای نرم افزار را در Pelles C و اسمبلی برنامه نویسی کنم، در هر حال هنوز فقط 40 درصد کار انجام شده است.
نمایی از نتیجه نهایی که تا به حال حاصل شده را در شکل زیر می بینید(تصویر اصلی):
پنجشنبه 23 مهر 1388
مدیریت زمان
یك كارشناس مدیریت زمان كه در حال صحبت برای عده ای از دانشجویان رشته بازرگانی بود، برای تفهیم موضوع، مثالی به كار برد كه دانشجویان هیچ وقت آن را فراموش نخواهند كرد.
او همانطور كه روبروی این گروه از دانشجویان ممتاز نشسته بود گفت: "بسیار خوب، دیگر وقت امتحان است!"
سپس یك كوزه سنگی دهان گشاد را از زیر زمین بیرون آورد و آن را روی میز گذاشت.
پس از آن حدود دوازده عدد قلوه سنگ كه هر كدام به اندازه ی یك مشت بود را یك به یك و با دقت درون كوزه چید.
وقتی كوزه پر شد و دیگر هیچ سنگی در آن جا نمی گرفت از دانشجویان پرسید:
"آیا كوزه پر است؟“
همه با هم گفتند: بله
او گفت: "واقعاً؟“
سپس یك سطل شن از زیر میزش بیرون آورد. مقداری از شن ها را روی سنگ های داخل كوزه ریخت و كوزه را تكان داد تا دانه های شن خود را در فضای خالی بین سنگ ها جای دهند.
بار دیگر پرسید: "آیا كوزه پر است؟“
این بار كلاس از او جلوتر بود، یكی از دانشجویان پاسخ داد:
"احتمالا نه"
او گفت: "خوب است" و سپس یك سطل ماسه از زیر میز بیرون آورد و ماسه ها را داخل كوزه ریخت.
ماسه ها در فضای خالی بین سنگ ها و دانه های شن جای گرفتند. او بار دیگر گفت:
"خوب است"
در این موقع یك پارچ آب از زیر میز بیرون آورد و شروع به ریختن آب در داخل كوزه كرد تا وقتی كه كوزه لب به لب پر شد. سپس رو به كلاس كرد و پرسید :"چه كسی می تواند بگوید نكته این مثال در چه بود؟"
یكی از دانشجویان مشتاق دستش را بلند كرد و گفت: این مثال می خواهد به ما بگوید كه برنامه زمانی ما هر چقدر هم كه فشرده باشد، اگر واقعا سخت تلاش كنیم همیشه می توانیم كارهای بیشتری در آن بگنجانیم.
استاد پاسخ داد:"نه!
نكته این نیست، حقیقتی كه این مثال به ما می آموزد این است كه اگر سنگ های بزرگ را اول نگذارید، هیچ وقت فرصت پرداختن به آن ها را نخواهید یافت.
سنگ های بزرگ زندگی شما كدام ها هستند؟
فرزندتان، محبوبتان، تحصیلتان، رویاهایتان، انگیزه های با ارزش، آموختن به دیگران، انجام كارهایی كه به آن عشق می ورزید، زمانی برای خودتان، سلامتی تان و ..."
به یاد داشته باشید كه ابتدا این سنگ ها ی بزرگ را بگذارید، در غیر این صورت هیچ گاه به آن ها دست نخواهید یافت.
اگر با كارهای كوچك (شن و ماسه) خود را خسته كنید، زندگی خود را با كارهای كوچكی كه اهمیت زیادی ندارند پر می كنید و هیچ گاه وقت كافی و مفید برای كارهای بزرگ و مهم (سنگ های بزرگ) نخواهید داشت.
پس امشب یا فردا صبح، هنگامی كه به این داستان كوتاه فكر می كنید، این سوال را از خود بپرسید:
"سنگ های بزرگ زندگی من كدام اند؟” آنگاه اول آنها را در كوزه خود بگذارید...
منبع:farsiebook4mob.blogfa.com
برنامه نویسی
(21)
نرم افزار
(31)
شیمی
(5)
آموزش
(21)
روانشناسی
(24)
کلمات بزرگان
(10)
تصاویر هنرمندان
(3)
ورزشی
(6)
جون من بخند!
(21)
پزشکی
(16)
موبایل
(12)
نمونه سوال فیزیک۱
(1)
نمونه سوال فیزیک۲
(2)
نمونه سوال فیزیک۳
(0)
نمونه سوال فیزیک۱و۲ پیش
(0)
English
(7)
شعر
(19)
داستان
(8)
رشته های دانشگاهی
(6)
سایت های برتر
(8)
عمومی
(117)
سخنی با شما
(22)
تصاویر
(65)
اخبار IT
(68)
نوابغ ایران
(12)
آیا می دانید؟
(20)
اخبار
(90)
هنری
(8)
ادبی
(29)
کتاب
(4)
مصاحبه
(3)
مقالات
(24)
هوا فضا
(2)
ریاضی
(12)
رایانه
(14)
فیزیک
(9)
ترفندوهک
(16)
معارف
(44)
فرهنگ
(5)
سخت افزار
(8)
گرافیک و انیمیشن
(1)
30a30
(2)