شنبه 26 بهمن 1387
نویسنده:
ادیب

فروغ دیدِگان شعر معاصر
محمد علیمردانی
فروغ فرخزاد در 13 دی ماه 1313 در تهران به دنیا آمد. پدرش سرهنگ ارتش بود و مادرش یک بانوی خانهدار. تا سال سوم متوسطه در دبیرستان خسرو خاور درس خواند و بعد از آن وارد هنرستان بانوان شد و در آنجا نقاشی و خیاطی را فرا گرفت. فروغ، استعداد خوبی برای نقاشی داشت و به خیاطی نیز علاقهمند بود. میگفت: وقتی از خیاطی برمیگردم، بهتر میتوانم شعر بگویم. از 13 یا 14 سالگی شعر می گفت و البته در آن موقع غزل میسرود. در سال 1330 با پرویز شاپور یکی از اقوام خود ازدواج کرد. خوی تند و خشن و رفتار مستبدانه پدر در این ازدواج زود هنگام بیتأثیر نبود. به هر حال فروغ در زندگی مشترک نیز خوش اقبال نبود و پس از چهار سال از همسرش جدا شد. ثمره این ازدواج پسری به نام کامیار بود که فروغ را از دیدنش محروم کرده بودند. در بسیاری از اشعار وی این سرخوردگی روحی به خاطر غم دوری از فرزند، به صورت بارزی جلوه میکند. پس از متارکه، به خانه پدری بازگشت. پدرش ازدواج دوباره کرده بود و او ناگزیر بود در کنار نامادریش روزهای سخت و طاقتفرسایی را سپری کند. با چاپ شعر گُنه کردم و بازتابهای بد و ناشایستی که نسبت به آن بروز کرد، مجبور به ترک خانه پدر شد. آن زمان
بیست و چهارم بهمن ماه سالروز درگذشت
فروغ دیدِگان شعر معاصر
محمد علیمردانی
فروغ فرخزاد در 13 دی ماه 1313 در تهران به دنیا آمد. پدرش سرهنگ ارتش بود و مادرش یک بانوی خانهدار. تا سال سوم متوسطه در دبیرستان خسرو خاور درس خواند و بعد از آن وارد هنرستان بانوان شد و در آنجا نقاشی و خیاطی را فرا گرفت. فروغ، استعداد خوبی برای نقاشی داشت و به خیاطی نیز علاقهمند بود. میگفت: وقتی از خیاطی برمیگردم، بهتر میتوانم شعر بگویم. از 13 یا 14 سالگی شعر می گفت و البته در آن موقع غزل میسرود. در سال 1330 با پرویز شاپور یکی از اقوام خود ازدواج کرد. خوی تند و خشن و رفتار مستبدانه پدر در این ازدواج زود هنگام بیتأثیر نبود. به هر حال فروغ در زندگی مشترک نیز خوش اقبال نبود و پس از چهار سال از همسرش جدا شد. ثمره این ازدواج پسری به نام کامیار بود که فروغ را از دیدنش محروم کرده بودند. در بسیاری از اشعار وی این سرخوردگی روحی به خاطر غم دوری از فرزند، به صورت بارزی جلوه میکند. پس از متارکه، به خانه پدری بازگشت. پدرش ازدواج دوباره کرده بود و او ناگزیر بود در کنار نامادریش روزهای سخت و طاقتفرسایی را سپری کند. با چاپ شعر گُنه کردم و بازتابهای بد و ناشایستی که نسبت به آن بروز کرد، مجبور به ترک خانه پدر شد. آن زمان دوره سرخوردگی نویسندگان و شاعران، به ویژه زنان بود و از سوی دیگر فروغ به سرودن اشعار رمانتیک و احساسی با حال وهوای زنانه گرایش داشت. ارزش هنری فروغ در جسارت و شهامت بیمانند او است که در زمانهای که مردان نیز از به زبان آوردن خیلی از موضوعها و مطالب واهمه داشتند، او بدون در نظر گرفتن شرایط سخت، احساساتش را به زبان میآورد. فروغ به راحتی از خودش انتقاد و نقایص خود را عنوان میکرد. در جایی گفته است: من سی ساله هستم و سی سالگی برای زن سن کمال است. اما محتوای شعر من سی ساله نیست، جوانتر است. این بزرگترین عیب است در کتاب من. در سال 1337 به فعالیتهای سینمایی تمایل پیدا کرد و به خوبی تکنیکهای سینمایی را فرا گرفت. در سال 1338 به انگلیس رفت و برای انجام یک پروژه سینمایی مستند، تحقیقاتی انجام داد. هنگامی که به ایران بازگشت، برای ساختن فیلم خود سفری به خوزستان انجام داد. در سال 1339 بنابر درخواست مؤسسه فیلم ملی کانادا از گلستان فیلم مبنی بر به تصویر کشیدن مراسم خواستگاری در ایران، با آن مؤسسه همکاری نزدیک و مؤثری داشت. او در این فیلم و فیلم آب وگرما که آن هم با کارگردانی ابراهیم گلستان ساخته شده بود، بازی کرد. در پاییز سال 1341 به تبریز رفت و مدت دوازده روز در آسایشگاه جذامیها به سربرد. او با بیماران رابطه نزدیکی داشت. با آنها غذا میخورد، از نزدیک حرف میزد و بر زخمهایشان دست میگذاشت، فیلم این خانه سیاه است محصول این اقامت چند روزه او است. این فیلم جایزه بهترین فیلم فستیوال اوبرها وزن را نصیب فروغ کرد. در پاییز 1342 در نمایشنامه شش شخصیت در جستجوی نویسنده به کارگردانی پری صابری بازی کرد. در بهار 1343، ابراهیم گلستان را در ساخت فیلم خشت و آینه همراهی کرد و همان سال به آلمان ایتالیا و فرانسه سفر کرد. او زبانهای ایتالیایی، آلمانی و انگلیسی را به خوبی حرف میزد. فروغ فقط شاعر ایران نبود، بلکه همه دنیا ارزش شعر او را میشناختند و در سفرهایش مورد استقبال مردم شعر دوست قرار میگرفت. در سال 1344 یونسکو به پاس هنر فروغ یک فیلم نیمساعتی از زندگی وی ساخت. برنارد و برتولوچی یکی از کارگردانهای مشهور ایتالیایی به ایران آمد و او نیز یک فیلم به مدت 15 دقیقه از زندگی فروغ تهیه کرد. از کشورهای مختلف دعوت میشد و شعرهایش در همان زمان به زبانهای مختلف ترجمه و چاپ میشدند. فروغ نجیب بود و مهربان، فروتن و صادق، با یک معصومیت ویژه. فروغ فرخزاد در بعد از ظهر روز دوشنبه 24 بهمن ماه 1345 در یک حادثه رانندگی دلخراش، به خاطر نجات کودکان یک آموزشـگاه جان خود را از دست داد. آثار فروغ فروغ از آغاز شروع به کار تا زمان مرگ پنج اثر از خود بهجا گذاشت که عبارتند از: 1. اسیر که در مجموع 44 شعر از فروغ فرخزاد است و در سال 1335 منتشر شده است. نخستین شعر این کتاب شب و ملوس نام دارد که تاریخ سروده شدن آن زمستان 1333 است در شهر اهواز. شعرهای این کتاب همگی حسی و عاطفی است که در آن شاعر، با بیپروایی تمام به بیان احساسات خود پرداخته است. او در این مجموعه شعر خود به وصف حالتها و روحیات خود پرداخته. در این مجموعه، نسبت به همه چیز و همه کس ناامید و بیاعتماد است. 2. دیوار دومین مجموعه شعر فروغ فرخزاد است که شامل 32 شعر که در سالهای 1335 تا 1337 سروده شده است. این مجموعه شعر او همان حال وهوای اسیر را دارد، ولی نه با آن شدت. همان زمینه بیان بیپروای احساسات شاعر میباشد که کمی به تفکر خیامی نزدیک است. 3. عصیان سومین مجموعه شعر فروغ فرخزاد شامل 17 شعر است که در سال 1336 چاپ شده است. در شعرهای این کتاب که به جای مقدمه در آن قطعاتی از تورات آمده است سایه اندوه و تنهایی، ناامیدی و تشویش بر فروغ چیره شده است. موضوع خلقت انسان و مکر شیطان و تفکر درباره اندیشههایی، مانند: سالمندی، زندگی و مرگ پرداخته است و درون مایه اصلی این دفتر است که این دفتر شعر او نسبت به دو مجموعه قبلی پیشرفت محسوسی داشته است. 4. تولدی دیگر چهارمین مجموعه فروغ فرخزاد است که شامل شعرهای 1338 تا 1342 است. در این کتاب 35 شعر آمده است که چند شعر اول آن یادآور شعرهای دو کتاب پیشین شاعر است، اما پس از آن شعرهایی آمده است که نشان از تحولی شگرف در روحیه شاعر دارد. این دفتر متفاوتترین اشعار فروغ را دربرمیگیرد در این مجموعه اشعار، نگاه فروغ به کلی تغییر کرده و شامل بهترین آثار او است. 5. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد این کتاب که دربردارنده شش شعر است، پس از خاموشی فروغ فرخزاد در سال 1345 منتشر شده است. در این شعرها فروغ به کمال خود در شاعری دست یافته است. حس و اندیشه و چگونگی بیان آنها به اندازهای قوی است که نمیتوان در شعر امروز ایران اثری را قابل قیاس با آنها دانست. تمام شعرهای این کتاب، نخستین بار در سالهای 1342 تا 1345 در مجله آرش چاپ شده است.